![]() |
![]() |
|
|
....... وقتي آتيش خاموش بشه، سردت ميشه و بخواي نخواي بيدار ميشي .......
|
|
+ نوشته شده در
88/08/08ساعت 17:37 توسط .... |
|
|
. . کمال خاموش پدرم که در خلوت آشپزخانه سیگار میکشید مرا بیش از هرگونه اخلاقیات کلامی درباره زندگی آگهی داده ... ..... |
|
+ نوشته شده در
88/03/16ساعت 10:16 توسط .... |
|
|
...
" لب هايم را بخوان. چون حرف نمي زنم ..... "
اسم خودم را به خاک مي سپارم، هيچ کس نمي تواند از زير زبانم بيرون بکشد چون حرف نمي زنم
.... |
|
+ نوشته شده در
87/04/14ساعت 17:40 توسط .... |
|
|
.... هیچ در بند خویشتن نبودن ما را به سهولت قربانی جسم میکند .... |
|
+ نوشته شده در
87/03/31ساعت 17:11 توسط .... |
|
|
.....
درد و هذیان و میل شدید به ادامه زندگی بیرون ازمن درون تنگنای روزمرگی
..... |
|
+ نوشته شده در
86/12/25ساعت 0:0 توسط .... |
|
|
.....
نباید بگذاری کس دیگری بجایت تصمیم بگیرد: حتی اگر به او اعتماد داشته باشی و باور کنی که بهتر میداند.
..... |
|
+ نوشته شده در
86/09/17ساعت 17:48 توسط .... |
|
|
.......
بیگناهان بیهوده متحمل رنج نمی شوند رنج اینان کفاره گناهان آنان است و در آخر همه رستگارند
........ |
|
+ نوشته شده در
86/09/05ساعت 20:44 توسط .... |
|
|
.... هولناک ترین اتفاقی که می تواند میان دو انسان دلبسته یکدیگر روی دهد٬ . . .
یکی از آن دو گمان برد که همه چیز دیگری را خوانده است. ... |
|
+ نوشته شده در
86/07/21ساعت 14:24 توسط .... |
|
|
.....
دوست داشتن کسی در حکم خواندن اوست
وقتی تمام جمله هایی را که در دل دیگری است بخوانیم و در حال خواندن٬ دل او را برهانیم.
.... |
|
+ نوشته شده در
86/07/21ساعت 14:18 توسط .... |
|
|
....
... |
|
+ نوشته شده در
86/07/13ساعت 18:16 توسط .... |
|
|
... هیچکس نمی تواند خدای را ببیند بی آنکه بی درنگ نمیرد ... |
|
+ نوشته شده در
86/07/10ساعت 15:56 توسط .... |
|
|
.... ازدواج آموزه های پنهانی را به همراه می آورد
۱ حس بی اعتمادی فزاینده نسبت به خطابه های زیبا
... |
|
+ نوشته شده در
86/07/07ساعت 23:3 توسط .... |
|
|
.... مصیبت بزرگ آن است که آدم خیال برش دارد که چیزی می داند ... |
|
+ نوشته شده در
86/07/03ساعت 17:44 توسط .... |
|
|
....
مردمان یکدیگر را می بخشند و این مایه برکت زمین است
...
|
|
+ نوشته شده در
86/07/02ساعت 18:11 توسط .... |
|
|
...
تو همان پنجره ای هستی که چشمانم را رو به دنیای دیگری میگشاید دنیایی که شرمگینم نمی کند. ... |
|
+ نوشته شده در
86/05/31ساعت 16:35 توسط .... |
|
|
...
خسته که باشی درو میکنم گندم گلایه های عاشقانه ات را تا نان شب را غمی نباشد که به تو آويخته ايم من و سويه هاي نفس كشيدنم. ... |
|
+ نوشته شده در
86/05/27ساعت 13:26 توسط .... |
|
|
...
پیراهن که از لابه لای موهای زیتونیت سر میخوره پوست شیریت رو دشت سبزی میپوشونه. چشمام رو تنگ میکنم .آفتاب رو پیشونیت نشسته و موهات افق زیتونی لم داده بر دشت سبز شونه هات همینکه خم میشی جلو صورت خوابآلوم از عطر شکوفه صورتی دهانت سر صبح رو میگیرم با تو راه میام . ... |
|
+ نوشته شده در
86/05/24ساعت 13:21 توسط .... |
|
|
ديويد لينچ کارگردان صاحب سبک و شهير آمريکايي، از جمله کارگردان هاي مطرح در سينماي افسار گسيخته و رو به زوال فعلي هاليوود محسوب مي شود.در بررسي آثار لينچ بايد به شناختي حداقل از فرم، سبک و اجرا رسيد.آثار وي از ديدگاه سبک شناسي به دسته آثار پست مدرن و سورئال تعلق دارند. آثاري که ذهن بيننده را پيشاپيش به سمت لوئيس بونوئل در سينما و سالوادور دالي و رنه مگريت در نقاشي مي کشاند.
مالهالند درايو با ميزانسنهاي حساب شده، تركيبات رنگ صحنه،موسيقي و صداها و ترکیب موجز زن موسياه و زن بلوند و عوض شدن شخصيتها و هويتها مجموعه عواملي را تشكيل داده اند كه به خلقيك شاهكار انجاميد.چهار شخصيت زن فيلم به نامهاي بتي، ريتا، كاميلا و دايان هستند كه دوبه دو با هم عوض مي شوندتا لینچ با جایگزینی شخصیت ها بجای یکدیگر در فیلم ساختار خطي داستانش را بشكند و فرمول مدرن روايي را جايگزين فرمول های کلاسیک فیلم نامه كند. فيلم تا زمان باز شدن جعبه جادو بوسیله کلید آبی که رنگ آبي كليد در رويا همه جا حضور دارد روالي منطقي اما رازآلود دارد.يكسري كليدها و گره هاي كلاسيك داستاني با يك ساختار فوق العاده قوي؛ منتها براي رسيدن به ساختار دايره اي جاي شخصيتها عوض مي شود.نوعي تكنيك فاصله گذاري فوق العاده با روشي منطبق با رويا.دراين جابجايي بتي و دايان جاي خود را با هم عوض مي كنند و كاميلا و ريتا هم جاي خود را با هم عوض مي كنند.حتي دختر پيشخدمت هم كه نامش دايان بوده به نام بتي تغيير نام مي دهد.در فيلم تغيير هويتها شکل منطقی ای بخود گرفته و عناصر سوررئال همچون آدم كوتوله ها و جعبه سحر آميز با اجزاء فيلم عجين شده اند و ساختار بصري فيلم هم در اوج قرار دارد.در صحنه ی پس از عشقبازي ريتا و بتي كه آنها را در عالم خواب به صورت يك روح در دو بدن نمايش مي دهد و با تركيب چهره آنها بر روي هم به تركيبي پيكاسويي مي رسد . |
|
+ نوشته شده در
86/05/23ساعت 17:34 توسط .... |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/02/04ساعت 0:0 توسط .... |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/02/03ساعت 0:0 توسط .... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
كلماتي كه من به شما ميگويم ممكن است در گوش شما طنين متفاوتي داشته باشد و شما مفهوم ديگري از آن استخراج كنيد كه ساختار زبان من را دگرگون كند و چيزتازهاي بنيان نهد كه آن هم براي من متفاوت خوهد بود
|
| پیوندهای روزانه |
|
تصویرگری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 خرداد 1388 تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
گرافیک |
| پیوندها |
|
ميان ناحيه TASV.IR روانپريش لذت تانای پستو شیوا خادمی |
|
RSS
|